السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

82

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

بتوانند همانطور كه در آسمانها پيرامون بيت المعمور طواف مىكردند ، در زمين نيز به طواف آن بپردازند ، پس خداى تعالى به من وحى كرده تا شما را از خيمه دور كنم و خيمه را برچينم و پايه‌هاى خانه را به وسيله سنگى از كوه صفا و سنگى از كوه مروه و سنگى از طور سينا و سنگى از كوه السلام در پشت كعبه بسازم ، آن وقت جبرئيل به بناى كعبه پرداخت و آن سنگهاى چهارگانه را از مواضعش به وسيله بالهاى خود حمل نمود و آنها را در جايى كه خداى تعالى امر نموده بود قرار داد و ستونهاى خانه كعبه را بر پايهء آن بنا كرد و ديوارهاى آن را بلند نمود ، سپس خداوند به جبرئيل وحى كرد كه خانه را ساخته و به اتمام رساند و سنگى از كوه ابو قبيس بياورد و براى كعبه دو درب قرار دهد ، در شرقى و در غربى و جبرئيل آن امور را به انجام رسانيد و آن وقت ملائكه پيرامون كعبه به طواف پرداختند و وقتى آدم و حوّا اين صحنه را مشاهده كردند به همراه آنها هفت دور طواف به جا آوردند و سپس در طلب روزى و معاش رهسپار شدند . و نيز در آن كتاب از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرمود : همانا آدم ( ع ) وقتى كه از بهشت نزول يافت ميل فراوانى به ميوه‌هاى بهشتى پيدا كرد ، پس خداوند دو نهال انگور برايش نازل فرمود و او آنها را كاشت و وقتى كه برگ و بر دادند و ميوه‌هايشان رسيد ، ابليس آمد و گرداگرد آن نهالها ديوارى كشيد ، آدم گفت : اى نفرين شده ، اينها متعلق به تو نيست ، چرا به اين عمل مبادرت ورزيدى ؟ ابليس گفت : اينها متعلّق به من است ، آدم گفت : دروغ گفتى و امر به مشاجره منجر شد ، آن وقت آنها توافق كردند كه روح القدس را ميان خود حكم قرار دهند و آنگاه آدم ماجرا را براى آن ملك مقرّب بازگو كرد ، روح القدس ابتدا شعله‌اى از آتش برگرفت و آن را بسوى دو نهال پرتاب كرد شاخه‌هاى تاك آتش گرفت تا آنجا كه آدم و ابليس هر دو گمان كردند كه چيزى از آن باقى نمانده و همهء آنها سوخته است ، امّا آتش به امر خدا دو سوّم از آن دو درخت را سوزانيد و يك سوّم آن باقى ماند آن وقت روح القدس گفت : آن مقدارى كه سوخت سهم ابليس بود و آنچه باقى مانده سهم آدم است . ( عياشى ) در نقل قولى از امام صادق ( ع ) مىگويد : هيچ كس مانند آدم ، يوسف و داود نگريسته است ، پرسيدم : گريهء ايشان چقدر بود ؟ امام فرمود : گريهء آدم پس از خروج از بهشت و در حسرت آن بود و چون سر او بر درى از درهاى آسمان قرار